هیچ درجه ای از دنائت و پستی نمیتواند کارگران را از مبارزه باز دارد

کمیته اجرائی اتحاد سوسیالیستی کارگری

فوريه ٢٠٠٨


بر طبق حکم بیدادگاه رژیم اسلامی به تاریخ ٢٧ بهمن ١٣٨٦ صدیق امجدی یکی از کارگران دستگیر شده در شهر سنندج به جرم شرکت در اول ماه مه 86 زیر ضربات شلاق گرفته شد و مبلغ 65 هزار تومان نیز بعنوان جربمه از سفره خالی او دزدیده شد. حبیب‌الله کلکانی و فارس گویلیان دو تن دیگر از کارگران شرکت کننده در مراسم 1 مه سنندج نیزهر کدام متحمل ده ضربه شلاق و جریمه نقدی شدند.

این احکام بیدادگاه رژیم مدافع سرمایه ، خفقان، شکنجه و اعدام کارگران و آزادیخواهان قرار است که درمورد 9 نفراز کارگران شرکت کننده در جشن جهانی روزکارگر اجراء شود.

اجرا این حکم ضد انسانی، حکایت از بربریت سرمایه و تمامی اعوان و انصارش دارد و نشان از وحشت و خوفی است که بیداری و مبارزه طبقه کارگر در دل سرمایه داران و دولتش انداخته است. طبقه کارگر همان طبقه ای است که تولید کننده اصلی نعم مادی و تنها مبنای سود سرمایه در جامعه سرمایه داری است وهمچنین نیروی اجتماعی اساسی برای واژگونی این نظم خون آشام و وارونه می باشد.

اما اگرشکنجه، اعدام و تیرباران هزاران نفر از کارگران سوسیالیست و انسانهای آزادیخواه در دهه شصت، اعدام جمال چراغ ویسی به جرم سخنرانی در اول ماه مه 68، به گلوله بستن کارگران خاتون آباد به جرم خواستن کار، زبان بریدن رهبر سندیکای کارگران شرکت واحد و به اسیری گرفتن کودکان ٢ ساله این کارگران، ربودن و شکنجه دانشجویان چپ ، سوسیالیست و برابریطلب ، زجر دادن محمود صالحی و در زندان نگه داشتن او با داشتن تنها یک کلیه ناقص و رگهای مسدود به جرم فراخوان دادن برای مراسم جشن اول ماه مه و دفاع از حقوق همطبقه هایش، نتوانست جلوی مبارزه کارگران و اقشار دیگر ستم دیده و خواهان زندگی انسانی را بگیرد، بطریق اولی اجرای چنین احکام وحشیانه و قرون وسطائی هم نمی تواند از پیشروی طبقه کارگر در راه وصول به خواسته های انسانی اش جلوگیری نماید. کارگران این را هم در پرونده عمر سرا پا جنایت جمهوری سرمایه خواهند نوشت و سلاح مبارزه را صیقل خواهند داد. جانیان سرمایه بدانند که هر دنائتی را مرتکب شوند نمی توانند جلوی مبارزه کارگران و دیگر اقشار زجرکشیده را بگیرند.این مبارزه درواقعیت زندگی روزمره کارگران و زحمتکشان جامعه ریشه دارد.

ولی طبقه کارگر برای لگام زدن و به عقب راندن رژیم وحشی سرمایه و دفاع از کرامت و شأن انسانی خود و دیگران احتیاج مبرم به اتحاد و متشکل شدن در تشکل های توده ای- طبقاتی اش دارد. بدون تشکل و مبارزه آگاهانه و متحدانه و جمع آوری نیروی تمام اقشار تحت ستم، نمی تواند جلوی نیروی سازمان یافته سرمایه مقاومت کرده وبا پایان دادن به عمراین نظم زالوئی، خود وبشریت را ازاین نکبت روز افزون و گسترش یابنده نجات دهد.

ما بسهم خود در مبارزه برای لغو این احکام ارتجاعی و رهائی کارگران و دیگر زندانیان سیاسی، بویژه محمود صالحی، منصور اسانلو و دانشجویان در بند شرکت نموده و تمامی تشکل های کارگری، کمیته ها، کانونهای مدافع حقوق کارگران، سازمانها و احزاب سوسیالیست، کمونیست و مدافع حقوق انسان را به شرکت در یک کارزار جهانی برای رسیدن به این اهداف فرا می خوانیم.

کمیته اجرائی اتحاد سوسیالیستی کارگری
فوریه ٢٠٠٨
wsu@home.se


www.wsu-iran.org wsu_wm@yahoo.com